یک ساختارشکنی خلاقانه که محبوبیت زیادی به دست آورد. مفید در برابر باد شمالی، روی دیگری از شخصیت‌پردازی و فضاسازی داستان را به تصویر کشیده است. جایی که ما همانقدر از شخصیت‌ها و زندگی خصوصی‌شان می‌دانیم که شخصیت‌ها از یکدیگر می‌دانند. ما هم مانند دو شخصیت اصلی زن و مرد داستان، در دنیای مجازی، نوشتاری و بی‌روح اینترنت و پیام‌های متنی‌اش گیر می‌کنیم و همان چیزی را می‌خوانیم که شخصیت‌ها از هم می‌خوانند.

لئو و امی با زبانی مکتوب، دوست نوشتاری هم می‌شوند و تجربیات واقعی انسانی را در قالب دوستی، همدلی، علاقه، نیاز، عصبانیت و … را تجربه می‌کنند، برای هم مفری از یکنواختی تجربه‌های زندگی می‌شوند، از کلمات یکدیگر، تصویر یک شخصیت ایده‌آل را از یکدیگر در ذهن خود تجسم می‌کنند و همانطور که برنهارد (همسر امی) می‌گوید، با یک تصویر خیالی که از پوست و گوشت و استخوان نیست نمی‌توان رقابت کرد تا همسرش را پس بگیرد. مهم نیست چقدر تلاش می‌کنند تجربه‌ای مشترک و ساده مثل چای خوردن دونفره پشت کامپیوترشان را رقم بزنند، هر چه هست، خروج آنها از پیام‌های متنی، خط پایان رابطه جذابشان خواهد بود.

وقتی شخصیت‌ها از برنامه‌های روزانه‌شان می‌گویند، ما هم مانند شخصیت دیگر باید صبر کنیم تا شرح ماجرا در قالب ایمیل بعدی ارسال کند. وقتی یکی‌شان مدتی در سکوت و بی‌خبری به سر می‌برد، ما هم بی‌تاب می‌شویم که زودتر پیام دهد و توضیح که چه شده است.

دنیای مجازی امروز، حقیقتاً شکل روابط را تغییر داده است و بی‌توجه به پیامدهای آن، چیزی جز وابستگی فراروانی و عبور کرده از ماهیت حقیقتی زندگی نصیبمان نمی‌کند.

مفید در برابر باد شمالی، یک رمان جذاب، خواندنی، انسانی، روانشناسی و البته به یاد ماندنی به معنای واقعی در زبان نوشتار است.

 

1403/11/03